تشکر از مردم شریف و دوست داشتنی مشکان
تشکر از مردم شریف و دوست داشتنی مشکان


حضور یک ساله بنده در مشکان با همه فراز و نشیبهای خاص خودش به پایان رسید.

شیرینی های این شهر و مردمانش مثل اسمش خوشبو و دوست داشتنی بودند مثل مُشک.

تلخی هایش برای روح بیمار این طلبه کوچک هم دوست داشتنی بود مثل دارو.

بالاخره هر کسی دوست داره که کارهای دیگران را مورد نقد قرار بده و خودش هم مورد نقد قرار بگیره .

به خصوص در شهری مثل مشکان که بازار نقد و نقادی داغِ داغ ... نیست.به دلایل خاص خودش!

توی این یک سال که مهمان شهر مشکان بودم خیلی احساس غربت نکردم.چون مشکانی ها مردمانی ساده و پاک و بی آلایش و دوست داشتنی بودند و هستند.

خیلی چیزها یاد گرفتم:

خلوص و صفا را از پیرمردهای باصفای مشکان یاد گرفتم.کسانی مثل کَل غلومحسین(کربلایی غلامحسین سجادی)؛مشدعباس،(مشهدی عباس)؛ حاج بارون (پدر بزرگوار شهید بیگی نژاد) و دیگرانی که همیشه از آنها سعی کردم یاد بگیرم.

جسور و صریح بودن و پشتکار داشتن را از جوانهای مشکان یاد گرفتم که به دلایل امنیتی نمی شود نام آنها را برد!!!

از همه خانواده های باصفای شهدا هم تشکر و قدردانی می کنم به خاطر همه بذل محبتهای بی کران خودشون به بنده حقیر.

و خیلی چیزهای دیگر که به قول روزنامه نگارها! در این وجیزه نمی گنجد.

اما هدف من از این چند جمله تشکر بود به خاطر همه خوبی هایی که اهالی بزرگوار و شریف مشکان در حق من انجام دادند.

خیلی ها شاید از من ناراحت باشند یا کم کاری یا کاستی در رفتار بنده دیده باشند که عاجزانه درخواست دارم هر چه بدی دیدند به بزرگواری خودشان مورد عفو و بخشش قرار بدهند.

شهر مشکان شهر زیبایی است ولی به قول خود بچه مشکونی ها! خودمون به فکر خودمون نباشیم دیگران به فکر ما نیستند.

پس به فکر خودتون باشید...

دست در دست هم دهید به مهر و مشکان خویش کنید آباد.

جوانهای با استعداد مشکان اگر همت کنند قطعاً اتفاقات خوبی در این شهر زیبا می افتد.

خوشحال می شم مشکلات و معایبم را به من گوشزد کنید تا شاید بتونم آنها را مرتفع کنم.

به امید دیداری دوباره              

یاعلی

 




:: موضوعات مرتبط: دلنوشته، ،
نویسنده : ناصر طاهری
تاریخ : شنبه 9 آذر 1392
زمان :


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.